بازخوانی فرهنگی مفهوم سرزندگی در شهرهای ایرانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری شهرسازی، پژوهشکدۀ نظر، تهران، ایران.

چکیده

این معیارها مفهوم غربی سرزندگی را مدنظر داشته‌اند. در واقع می‌توان گفت پژوهشگران داخلی به معیارهای سرزندگی بومی، کمتر توجه کرده‌اند. بنابراین بازخوانی، مفهوم سرزندگی براساس داشته‌های فرهنگی ایرانی امری ضروری است. بدین‌منظور این پژوهش با استفاده از مفهوم سرزندگی شهری، براساس دو نمونه از آثار مکتوب فرهنگی «دیوان حافظ» و «مدینه الفاضله» ابن عربی، سعی در دسترسی به مفهوم این مقوله در نگاه ایرانی داشته است. این نگاه با نظر پژوهشگران معاصر داخلی مقایسه و تطبیق داده شده و سپس با نظر محققان غیر ایرانی مقایسه شده است.
چه شباهت‌ها و یا تفاوت‌هایی میان پیشینۀ فرهنگ ایرانی در نگاه به پویایی و سرزندگی شهری مطلوب و آرای صاحب‌نظران فارسی‌زبان و یا غیر فارسی‌زبان معاصر در این زمینه می‌توان یافت؟
بررسی میزان انطباق آرای صاحب‌نظران ایرانی در مقولۀ سرزندگی شهری با پیشینۀ فرهنگ ایرانی است.
این مطالعه با رویکردی کیفی به تحلیل محتوا در مجموعه داده‌هایی می‌پردازد که از مطالعۀ متون کهن فرهنگی ایرانی، اطلاعات کتابخانه‌ای، اسنادی و نظر صاحب‌نظران ایرانی و خارجی به دست آمده است. روش‌شناسی پژوهش جهت تدوین فرضیه‌های این مطالعه و استخراج مفهوم سرزندگی در شهرهای ایرانی براساس داشته‌های فرهنگی آن تدوین شده است. انتخاب محققان معاصر ایرانی جهت انعکاس آرای آنها در این مقاله، براساس میزان استفاده از نظراتشان در مجامع آکادمیک ایران انجام شده است. نظرات ارائه‌شده از این محققان در آثار آکادمیک داخلی استفادۀ بیشتری داشته است. نظرات محققان خارجی نیز اغلب براساس اهمیت محقق در مبحث سرزندگی در فضای فرهنگی غرب و نیز توجه مخاطبان فارسی‌زبان به آرای آنها انتخاب شده‌اند.
از مقایسۀ مفهومی تعاریف معاصر درمی‌یابیم که صاحب‌نظران داخلی تاکنون بیشتر به معیارهای خرد و کالبدی سرزندگی مانند پیاده‌مداری و خوانایی، حیات شبانه، فضاهای سبز، تنوع و زیبایی‌شناسی توجه داشته‌اند و مهمترین اصل سرزندگی برای آنان ارتقای کیفیت محیط بوده است. این در حالی است که اندیشمندان خارجی به معیارهای کلان سرزندگی نظیر پویایی اقتصاد منطقه‌ای، جذابیت جهانی و توریسم، تاب‌آوری، پویایی مناطق شهری، پویایی محله‌ها و مانند این‌ها توجه داشته‌ و برای آنها ارتقای کیفیت محیط تنها یکی از ویژگی‌های سرزندگی بوده است. تفاوت این نظریات می‌تواند نشان‌دهندۀ فرهنگ، نیاز و نگرش مردمان در فرهنگ‌های متفاوت باشد. علاوه‌براین، برخی از معیارهای دیگر که توسط اندیشمندان خارجی ارائه شده‌، باعث ارتقای کیفیت حضور مردم در شهر می‌شود، در صورتی که برخی از معیارهای اصلی ارائه‌شده توسط دانشمندان ایرانی (مانند پیاده‌مداری)، صرفاً حضور مردم را به‌مثابۀ هدف در نظر می‌گیرند. اما معیارهایی مانند تعامل مداوم و دوسویۀ مردم با دولت یا رقابت اقتصادی سالم، باعث حضور مثبت و آگاهانه و تأثیرگذار مردم در فضاهای شهری می‌شود. زیرا این حضور است که باعث جنب‌وجوش، سرزندگی و پویایی در شهر شده است. از طرف دیگر با مطالعۀ رویکرد فارابی و حافظ به سرزندگی شهری مشخص شد نظرات غیر ایرانی با بخشی از پیشینۀ فرهنگ ایرانی در مورد شهر ایده‌آل همپوشانی دارد؛ از جمله مفهوم حس مکان و صلح در شهر مورد نظر حافظ و فارابی. این مفاهیم در نظرات شهرسازان غربی بسیار تأکید شده است. شاید تأکید زیاد صاحب‌نظران فارسی‌زبان معاصر بر مفاهیم کالبدی را بتوان نقطه‌ضعفی در مفهوم سرزندگی شهرهای معاصر ایرانی دانست

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Cultural readout of The concept of vitality in Iranian cities

نویسنده [English]

  • Elham Nahavandi
Ph.D. in Urban Planning, Nazar Research Center, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The concept of vitality has been considered by researchers for many years and several norms have been presented for it. But most of these criteria seem to have taken into account the western concept of vitality. It can be said that the criteria of native vitality have received less attention from domestic researchers in Iran. Therefore, it is necessary to re-read the concept of vitality based on Iranian cultural resources. For this purpose, we have tried to access the concept of this category in the Iranian view by using the concept of the vibrant city based on two examples of written cultural works of Hafiz Divan and Medina Al-Fadhil Ibn Arabi. We have compared and adjusted these views with the opinions of contemporary domestic researchers and then with the views of non-Iranian researchers.
What similarities or differences can be found between the background of Iranian culture in terms of the desired dynamism and vibrant city and the views of contemporary Persian or non-Persian language experts in this field? The current study aims to examine the degree of conformity of Iranian experts’ views on the vibrant city with the background of Iranian culture.
This study analyzes a set of data with a qualitative approach to content analysis which is based on the study of ancient Iranian cultural texts, library information, documents, and the opinions of Iranian and foreign experts. The research methodology has been compiled to formulate the hypotheses of this study and to extract the concept of vitality in Iranian cities based on its cultural resources. In this article, the selection of contemporary Iranian researchers to reflect their makeup has been done based on the amount of use of the basis of the researcher’s significance in the issue of vitality in the cultural space of the West and also the attention of Persian-speaking audiences to their votes. From the conceptual comparison of contemporary definitions, we find that local experts have so far paid more attention to the micro and physical norms of vitality such as pedestrianism and legibility, nightlife, green spaces, diversity and aesthetics, and the most important principle of vitality for them has been the improvement of environment quality. But foreign thinkers have paid attention to the macro-standards of vitality, such as the dynamism of the regional economy, global attractiveness and tourism, resilience, the dynamism of urban areas, the dynamism of neighborhoods, etc. And for them the improvement of environment quality has been only one of the features of liveliness. Difference in these theories can reflect the culture, needs, and attitudes of people in different cultures. In addition, some of the other criteria provided by foreign thinkers improve the quality of people’s presence in the city. However, some of the main criteria provided by Iranian scientists (such as pedestrianism) simply consider the presence of people as the goal. But criteria such as the people’s continuous and bilateral interaction with the government or healthy economic competition lead to a positive, conscious and effective presence of the people in urban spaces. The city is lively and dynamic due to this presence. On the other hand, after studying Farabi and Hafiz’s attitudes to the vibrant city, it was found out that non-Iranian views on the ideal city overlap with a part of the history of Iranian culture. As an example, one can refer to the concept of sense of place and peace in the city desired by Hafiz and Farabi. These concepts have been highly emphasized in the views of Western urban planners. Perhaps the great emphasis of contemporary Persian-speaking scholars on physical concepts can be considered a weak point in the concept of contemporary vibrant Iranian cities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Vitality
  • City
  • Iranian Culture
  • Security
  • Sense of Place