نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
مسئله: زمان، بهعنوان یکی از پیچیدهترین مفاهیم در تاریخ اندیشه بشری، همواره موردتوجه اندیشمندان حوزههای مختلف بوده است. این پیچیدگی ذاتی سبب شده تا بازنماییهای فلسفی زمان در آثار هنری به یکی از مباحث کلیدی در مطالعات میانرشتهای تبدیل شود. فهم سازوکارهای این بازنماییها ضمن درک عمیقتر جهانبینیهای حاکم بر دورانهای هنری، زمینه تازهای برای تحلیل فلسفی آثار هنری میگشاید.
هدف: پژوهش، به بررسی بازنمایی ماهیت فیزیکی زمان در نقاشیهای قرن پانزدهم میلادی میپردازد. این مطالعه که بر دو مکتب هنری شرق و غرب ( نگارگری ایرانی با محوریت آثار جنید بغدادی و رنسانس ایتالیایی با تأکید بر آثار مازاتچو) تمرکز دارد، تفاوتهای فرهنگی در ادراک زمان را برجسته کرده و پیوندهای فلسفی-هنری را آشکار میسازد.
روش تحقیق: این پژوهش بنیادی با رویکرد کیفی-تطبیقی، به تحلیل شش اثر شاخص از جنید بغدادی و مازاتچو میپردازد. دادهها به روش کتابخانهای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی، عناصر بصری و معنایی آثار با محوریت «معماری در نقاشی» به عنوان واسطی کلیدی، واکاوی شدهاند. در نهایت، از رهگذر مقایسه تطبیقی، شباهتها و تفاوتهای نگرش این دو مکتب به مفهوم زمان استنباط شده است.
یافتهها: تحلیل تطبیقی آثار، دو نظام بازنمایی متمایز از مفهوم زمان را آشکار ساخت. در مکتب غربی (مازاتچو)، زمان بهصورت خطی و لحظهای و با ابزارهایی چون پرسپکتیو تکنقطهای، معماری واقعگرا و عمق فیزیکی بازنمایی شده که بازتاب جهانبینی ارسطویی و انسانمحور رنسانس است. در مقابل، مکتب شرقی (جنید بغدادی) با استفاده از پرسپکتیو مقامی، معماری نمادین و بازنمایی همزمان رویدادها، زمان را بهشکلی چرخهای و فرازمانی ارائه میدهد که ریشه در حکمت اشراقی و نگرش عرفانی دارد. این دو شیوه بازنمایی، بهترتیب، همخوانی پیشبینانهای با مفاهیم فیزیک نیوتنی و نسبیت انیشتینی نشان میدهند. این پژوهش از رهگذر تأکید بر پیوند جهانبینیهای فلسفی و بیان هنری، افقهای تازهای در مطالعات میانرشتهای فلسفه هنر، تاریخ علم و نشانهشناسی تصویری میگشاید.
کلیدواژهها English